استفاده از مطالب سایتهای اینترنتی لزوما به معنی تاییدمحتوای همه مطالب آن نمی باشد .

  • ندای اصفهان و آبتینس تمپ​​​​​​​

    خانه انصاف به دادگاه‌های روستایی گفته می‌شد که در دوران نخست‌وزیری اسدالله علم در چهارچوب انقلاب شاه و مردم بنیان‌گذارده‌شد. خانه انصاف از راه سازش و دوستانه به بررسی و رسیدگی دعواها در سطح روستا می‌پرداخت. هدف از بنیان خانه‌های انصاف جلوگیری از گسترش دعواهای کوچک به دعواهای پیچیده بود و این که روستاییان دیگر نیازمند به سفر به شهرهای دور و نزدیک برای گرفتن حق‌اشان نبودند. هم چنین شرکت قاضی‌های برگزیده شده از سوی مردم، آسودگی اندیشه برای اجرای عدالت را به مردم می‌داد و نیز این که مردم خود توانا هستند که سختی‌ها و دعواهای خود را به پایان رسانند.

    اصل نهم انقلاب شاه و مردم قانون تشکیل خانه انصاف و قانون تشکیل شورای داوری بود که چهره‌ای نوین از عدالت را به مردم کشور نشان داد. خانه‌های انصاف بر اساس وجدان مردم و انصاف آنها بنیان شد. با بنیان شدن خانه‌های انصاف به جای این که فرد روستایی برای گرفتن حق خود راهی شهرهای دور و نزدیک شود دستگاه قضایی به سراغ او رفت. خانه‌های انصاف عدالت را به رایگان در اختیار روستانشینان قرار دادند و بدانها این شانس را داد که در کارهای قضایی خود شریک باشند. سپاه دانش مامور خدمت در هر روستا و محل منشی خانه‌های انصاف بود.

    خانه انصاف یک دادگاه روستایی است که پنج تن قضات آن را اهالی هر ده برای درازای سه سال انتخاب می کنند. اعضای خانه‌های انصاف افتخاری کار می کنند و انجام عدالت و قضاوت به رایگان در اختیار روستاییان قرار می گیرد. آیین دادرسی در خانه‌های انصاف ساده و بی پیرایه بوده و قاضی‌ها در انتخاب روش پژوهش و بررسی آزاد بودند و چون همه با یکدیگر آشنایی داشتند کارهای مردم تند و آسان به انجام می رسید.

    نخستین خانه انصاف در زمستان ۱۳۴۲ در روستای مهیار از توابع سپاهان به سرپرستی آقای حسن انصاری مهیاری گشایش یافت. شمار خانه‌های انصاف تا پایان سال ۱۳۵۶ به ۱۰۴۵۸ رسید و نزدیک به ۱۹۰۰۰ روستای کشور زیر پوشش خدمات این خانه‌ها بودند.

    خانه‌های انصاف در نخستین سال فعالیت خود یه ۱۸۰۰ پرونده رسیدگی کرد و رای خود خود را در باره آن داد. در پایان سال ۱۳۶۵ شمار همه پرونده‌هایی که در خانه‌های انصاف رسیدگی شده و به انجام رسیده بود از سه میلیون گذشته و هزینه دادگستری کلانی در این راه صرفه جویی شد. بررسی کارشناسان نشان می‌دهد که آرای داده شده از سوی خانه‌های انصاف عادلانه و منصفانه و خالی از فساد و اعمال نفوذ بوده است.

    بر اساس مدل خانه‌های انصاف شوراهای داوری از سال ۱۳۴۵ آغاز به کار کرد بدین معنا که برای رسیدگی به دعواهای کوچک و محلی دادگاه‌های برگزیده شده به وسیله اهالی هر محله و شهر تشکیل شد.

    شوراهای داوری همانند خانه‌های انصاف از پنج قاضی مورد اعتماد اهل محل برای درازای چهار سال تشکیل می شد. از آن جا که دعواهای شهری پیچیده تر از مسایل روستاها بود در هر حوزه شورای داوری یک نفر می بایستی آشنا به مسایل حقوقی باشد مانند قاضی‌های دادگستری، وکیل‌های دادگستری، یا استادهای دانشگاه یا سردفتران به عنوان مشاور قضایی شورای داوری خدمت می‌کنند. شوراهای داوری در جای مدرسه ها، شهرداری ها، و ساختمان‌های عمومی تشکیل می شد که هزینه ای نداشت و رایگان بود.

    آمار نشان می دهد که از سال ۱۳۴۵ که نخستین شورای داوری آغاز به کار کرد تا سال ۱۳۵۶ در ۲۰۳ شهر ایران رویهم رفته ۲۸۳ شورای داوری ایجاد شده بود و از آغاز کار بیش از ۷۵۰۰۰ پرونده را رسیدگی و به آن رای داده و پرونده بسته شده‌بود. در این درازا بیش از ۱۲ میلیون نفر از خدمات آن بهره مند شدند. استفاده از شوراهای داوری هم چون خانه‌های انصاف برای مردم به رایگان بوده است.

شاه با این اصل از انقلاب سفید نوعی بوروکراسی در دهات حاکم کرده و سیستم اداری تا حدی در روستاها وارد شد. اگر تا قبل از آن تنها خانی یا کدخدایی بساط ظلم گسترده بود، این بار عمله و اکره کدخدایان هم اضافه شدند. هیچ گونه نظارتی بر کار آن ها صورت نمی گرفت...

ندای اصفهان- مهدی ورپشتی (کارشناس تاریخ)/

این روزها وقتی پای کسی به دهات برسد کمتر می تواند چهارپایان و دیوارهای کاه گل ببیند. گویی روستا می رود تا برای خودش شهری شود. گاهی که از بلندی، چشم به ده بدوزی خانه ها را می بینی به سبک شهر و اگر وسعت کم آبادی نبود نمی توانستی به راحتی نام روستا را بر آن اطلاق کنی. البته هستند تک و توک روستاهایی که به علت پیچ و خم جاده های کوهستانی و خطرناک هنوز آن گونه که باید امکانات در آن مستقر نشده اما بدون اغراق بیشتر روستاهای کشور از حالت سنتی بیرون آمده و ظاهر شهری به خود گرفته.

اینکه مدرن شدن دهات همراه با آسیب های اجتماعی و فرهنگی هستند یا نه، در بحث ما نمی گنجد؛ چرا که هدف این نوشتار بررسی یکی از اصول انقلاب سفید شاه و ملت است که مسئولین رژیم سابق حتی تا بعد از انقلاب هم به آن افتخار می کردند. بنا به تصور مسئولین رژیم سابق خانه های انصاف گره کور از کار اهل دهات و دهقانان باز کرد و از این راه منشأ خدمات بزرگی به این صنف زحمتکش شده. شاه حتی در گفته ها و نوشته های خود در دوران آوارگی و پریشانی از خانه های انصاف به عنوان یکی از طرح های موفق خود یاد می کرد.

اما اگر چنین که ایشان ادعا می کردند بود چرا دهقانان با انقلاب همراهی کردند و چرا روستائیان که اهل خیانت و نیرنگ نیستند نارضایتی خود را از رژیم سابق در زمان انقلاب بروز دادند تا جائیکه بسیاری از روستاهای کشور محل اختفای مبارزین گردید و در زمان اوج گیری انقلاب فریادهای نفرت از رژیم حاکم شنیده شد.

با این اوصاف ابتدا به سراغ اصل نهم انقلاب سفید شاه و ملت رفته تا دانسته شود این اصل تا چه حد در خدمت رسانی به روستاها موفق بوده است. اصل نهم انقلاب شاه و ملت «قانون تشکیل خانه انصاف و قانون تشکیل شورای داوری ». این اصل در زمان اسدالله علم به اجرا در آمد.

اما شاه هدف از این اصل را اینگونه تشریح کرد:

«ما با اجرای نهمین اصل انقلاب کوشیدیم تا در درجه اول این وضع[۱] را به کلی تعدیل کنیم، یعنی طبقه روستایی و کشاورز کشور را به اندازه هر طبقه دیگری از نعمت عدالت بهره مند سازیم، و برای این کار از منطقی ترین راه ها اقدام کردیم، یعنی به جای اینکه روستایی را برای احقاق حق خودش به شهرها و احیاناً به پایتخت بکشانیم عدالت را به نزد او در روستای او بردیم.[۲]»

هدف اصلی این انقلاب را شاه این گونه بیان می دارد. اکنون جدای از بررسی این هدف و اینکه تا چه حد این اندیشه جامه عمل به تن کرد و در حل امور اهل دهات موفق بود، باید دید چگونه طرح به اجرا در آمد. علم در زمان نخست وزیری و در سال ۱۳۴۲ به صورت محدود دست به اجرای این طرح زد. خانه های انصاف افتتاح و آغاز به کار کرد. در زمان نخست وزیری هویدا و در سال ۱۳۴۵ شوراهای داوری تشکیل شد و خانه انصاف و شورای داوری در کنار هم به حل و فصل امور روستاها پرداختند. خانه های انصاف و شوراهای داوری مرکب بودند از پنج قاضی مورد اعتماد اهل محل و برای چهار سال تشکیل می شد. منشی خانه های انصاف نیز افراد سپاه دانش تعیین شدند.

شاه در تمجید از طرح خانه های انصاف مطالبی می نویسد که در بدو امر درست و عاری از عیب و نقص می نماید اما این نوشته ها تنها مزایای خانه های انصاف است درحالی که در زمان حکومت وی تنها کلام بدون خدشه و ایراد سخنان ملوکانه بود که هر فریاد مخالف با آن به شدت سرکوب می شد. شاه در کتابی دیگر مزایای خانه های انصاف را چنین بر می شمارد:

«به جای آنکه فرد روستایی برای احقاق حق خود و دفاع از این حق، راهی شهرهای دور و نزدیک شود و وقت و پول و نیروی خویش را صرف کاری کند که غالبا نتیجه آن حتی به زحمتش نمی ارزید، دستگاه عدالت به سراغ او رفت… روستایی ساده دل می توانست وقتی را که اجبارا به هدر می رفت صرف تولید خود کند… عدالت قضایی به طور سهل و رایگان در اختیار روستایی قرار گرفت… به مردم روستا فرصت داده شد که در کارهای قضایی خود شریک باشند. در این اقدام، نقش انسانی و مثبت سپاهیان دانش شایسته تذکر خاص است. زیرا بر اساس قانونی که درباره تشکیل خانه های انصاف وضع شد، سپاهیان دانش در محل، گذشته از انجام وظایف رسمی خود، وظیفه منشی گری خانه های انصاف را نیز عهده دار شدند.[۳]»

با تمام این اوصاف به تصور اینکه خانه های انصاف در روستاها موفق عمل کرده است، به شهرها هم آمد و تحت عنوان شوراهای داوری مطرح شد و در محله ها به همان سبک و سیاق کار خود را انجام داد. با تمام مزایایی که عقلانی به نظر می رسید و شاه آن را یک موفقیت بزرگ در گام برداشتن کشور به سوی دروازه های تمدن بزرگ مطرح می کند، باید گفت این طرح معایبی هم داشت که هیچ وقت به آن پرداخته نشد.

ماشین بوروکراسی

شاه با این اصل از انقلاب سفید نوعی بوروکراسی در دهات حاکم کرده و سیستم اداری تا حدی در روستاها وارد شد. اگر تا قبل از آن تنها خانی یا کدخدایی بساط ظلم گسترده بود و روستایی فقیر برای گرفتن حق قانونی خود تنها باید رضایت یک تن را جلب می کرد، این بار عمله و اکره کدخدایان هم اضافه شدند. هیچ گونه نظارتی بر کار آن ها صورت نمی گرفت. رشوه خواری به خصوص در امر سربازگیری گسترش یافت چرا که معرفی مشمولین به خدمت در نظام از طریق همین کدخدایان که غالبا رئیس خانه های انصاف بودند صورت می گرفت و رؤسای پاسگاه هم در کنار کدخدا به چپاول روستایی بینوا می پرداختند.

از طرفی اعضای خانه های انصاف بیشتر وابسته به قوم و قبیله ای بودند و در روستاها که عصبیت به مراتب بیشتر از دیگر نواحی است –البته ایلات جایگاه خود را دارند- طبیعی بود در امر قضاوت و داوری بی طرف نباشند و جانبداری از اقوام در کارنامه عملکرد آن ها قرار گیرد. روستایی مجبور بود با این شرایط به نتیجه داوری تن دهد و اسف بارتر آنکه تمام راه های دادگستری در شهرها و پایتخت بسته شد. چرا که امور کوچک به خانه های انصاف سپرده شده بود تا از طریق ریش سفیدی حق مظلوم از ظالم ستانده شود. در این میان هیچ مرجع رسیدگی برای شکایت از خانه های انصاف وجود نداشت و شاه حتی در دوران آوارگی و بی خانمانی هم متوجه این مطلب نبوده است.

شاه با غفلت از این معایب تنها به ارائه آمار اکتفا کرده و بر اساس همین آمار مدعی است خانه های انصاف یک دستاورد بزرگ انقلاب سفید بوده است. او در کتاب پاسخ به تاریخ که در دوران فرار از کشور نوشت مدعی است: «فعالیت خانه های انصاف با استقبال و توفیق فراوان روبرو شد. این خانه ها، در نخستین سال فعالیت خود به ۱۸۰۰۰ پرونده رسیدگی و آن ها را حل و فصل کردند و در پایان سال ۱۳۵۶ تعداد کل پرونده هایی که در خانه های انصاف رسیدگی شده و فیصله یافته بود از سه میلیون تجاوز کرد.[۴]»

شاه در زمان سلطنت خود تنها به آمارها اکتفا کرده و درباریان و مسئولین کشور که سرها را در مقابلش خم می کردند و دستش را می بوسیدند بدیهی است همواره آماری به وی ارائه دهند که خاطر ملوکانه مکدر نشود. اگر هم دیداری با مرم داشت اطرافیان و ترتیب دهندگان این دیدارها سعی می کردند مانع از روبرو شدن شاه با واقعیات شوند هر چند خود او هم از درک حقیقت حکومتش متواری بود. نمونه این امور را فردوست در خاطراتش به کرات یاد آور می شود. فردوست می گوید: «هویدا و علم توانستند سیستم حکومت سعودی را در ایران برقرار کنند. نمایندگان مجلس همه از چاکران آزمایش شده بودند. شاید شاه عربستان یک مجلس مشورتی داشته باشد و یا حکام کویت و امیرنشین های خلیج هم یک مجلس مشورتی دارند، لااقل مشاورینی دارند. محمدرضا مشاور هم نداشت. مجلس ایران بود و نبودش یکی بود».[۵]

محمدرضا شاه پهلوی

و باز فردوست در زمانی که شاه در خارج از کشور مصاحبه های انجام می داد و مطالبی می نوشت در باره او می گوید: «بعد از رفتن او هم نه مریضی او را می خواستم و نه در به دری او را. اما او بود که تصور می کرد ملت باید مدیون او باشد، آن هم زمانی که این ملت را در بدترین شرایط قرار داد.[۶]».

زمانی که شاه دستور اجرای طرح خانه های انصاف را می دهد تمام دستگاه های تبلیغی دولتی به تمجید از آن پرداخته و این تدبیر شاهنشاه را از جمله امری خیرخواهانه به مخاطبان خود القا می کنند. روزنامه های اصفهان در آن زمان پر است از ستایش روزنامه نگاران از خانه های انصاف و برشمردن مزایای این مراکز که موجب بهبود وضعیت زندگی روستانشینان خواهد شد. در این میان روزنامه «خبرهای روز» و روزنامه «راه نجات» بیشتر به بحث خانه های انصاف پرداخته اند و اگر روزنامه دیگری هم بوده به دست نگارنده نرسیده است.

چنانچه شاه در کتاب پاسخ به تاریخ هم یاد کرده اولین روستایی که خانه انصاف در آن تأسیس شد روستای «مهیار» است[۷]. این روستا در ۳۰ کیلومتری شمال شهرضا و در جاده اصفهان- شهرضا قرار دارد. شاید به همین علت باشد که روزنامه های اصفهان در تمجید این طرح اهتمام داشته اند. روزنامه راه نجات در شماره روز ۲۱ آبان سال ۱۳۴۲ به نقل از یکی از قضات عالی رتبه وزارت دادگستری می نویسد:

«مرحله مطالعه نسبت به حدود امکانات روستاهای استان دهم برای تشکیل و آغاز فعالیت خانه های انصاف در قریب ۲۰۰۰ قریه از قراء استان دهم پایان یافت و اینک با شروع انتخابات در ۷ قریه از توابع بروجن، شهرضا و لنجان اصفهان کار تشکیل این واحد قضایی وارد مرحله نوینی می شود.[۸]»

روزنامه راه نجات

از اینجا نکته ای که مایه تعجب می شود این است که اصول انقلاب شاه و ملت در ششم بهمن ۱۳۴۱ به همه پرسی گذاشته شد و بنا به ادعای حاکمین وقت مورد تایید ملت قرار گرفت. انقلاب سفید در آغاز ۶ اصل داشت که بعدها اصول دیگری به آن افزوده شد. اصل نهم هم مربوط به سال ۱۳۴۲ می باشد. بنا به اظهارات قاضی عالی رتبه وزارت دادگستری طرح مطالعه تشکیل خانه های انصاف در ۲۰۰۰ روستا انجام شده. جز این تاریخ تصویب قانون خانه های انصاف مربوط به ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۴۴ است.

دور از انصاف است که طرح خانه های انصاف را به کلی رد کرده و با دید منفی به آن نگاه کنیم چرا که به خودی خود می توانست منجر به حل مشکلات بسیاری در روستاها گردد. اما با کنار هم گذاشتن اسناد می توان دریافت که اولا این طرح با عجله به اجرا درآمده چرا که اگر جامعه انتخابی برای مطالعه ناهمگون هم بوده باشد آن هم در کشوری مانند ایران با اقوام مختلف، مطالعه دقیق ۲۰۰۰ روستا و دریافتن عقاید سبک زندگی اجتماعی و تعصبات دهاتی مستلزم زمان بیشتری است. و ثانیاً گواهی اسناد است که نشان می دهد اجرای طرح مقدم بر تصویب مجلس بوده است.

نهایتا اینکه اصفهان آغاز کننده طرح خانه های انصاف بود. در همان شماره از روزنامه راه نجات آمده: «نتیجه آراء دهقانان در ۷ نقطه از قراء اصفهان یعنی فرادنبه، گندمان، مهیار، ریز، باغ بهادران و مبارکه به تشکیل واحدهای قضایی جدیدی در حوزه استان ده منتهی خواهد گردید.[۹]»

در نهایت خانه های انصاف شتابزده به اجرا گذاشته شد اما نبود یک مرجع ذی صلاح برای نظارت بر امور خانه های انصاف منجر به فربه شدن سیستم دیوانسالاری گردید و جمعیتی دیگر را بر اهل ده مسلط کرد. بهترین گواه در خصوص موفقیت و عدم موفقیت دست اندرکاران خانه های انصاف مردمی هستند زجر کشیده و به ستوه آمده از مظالم کسانی که در این خانه ها بر امور روستانشینان تسلط داشتند (نه ادعای کتاب پاسخ به تاریخ که البته لافی است در غربت.)[۱۰]

روز سی ام آبان هر سال در زمان طاغوت به نام خانه های انصاف نامگذاری شد و روزنامه ها و جراید هر چند کوتاه مطلبی در این خصوص پیش چشم خواننده می گذاشتند اما واقعیت در روزنامه ها و کتاب های بر جای مانده از آن دوران نیست بلکه در لابلای صندوقخانه خانه های کدخدایان و اعضای خانه انصاف و در قلم هایی که رنج و مشقت از آن تراوش کرده و یا در خاطر ده نشینان است که امروز دوران کهولت را می گذرانند. با این همه منکر این مطلب نیستیم که از طریق همین خانه های انصاف انسان های درستکاری هم بودند که منشأ خدماتی به همنوعان خود گردیدند.

پی نوشت

[۱] – وضعیتی که شاه از آن یاد می کند مربوط می شود به اجرای نادرست قوانین و بهره برداری طبقات ممتاز از قوانین موجود و محرومیت طبقات پائین تر از عدالت.

[۲] – انقلاب سفید، محمدرضا پهلوی، ص ۱۶۲، چاپ اول، تهران: کتابخانه سلطنتی ۱۳۴۵

[۳] – به سوی تمدن بزرگ، محمدرضا پهلوی، صص ۱۵۵-۱۵۶، چاپ اول، فرانکفورت: البرز ۲۰۰۹/۱۳۸۹

[۴] – پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی، ص ۱۷۸، ترجمه شهریار ماکان، چاپ اول، تهران: شهرآشوب ۱۳۷۹

[۵] – ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ج۱ ص ۶۶۶، چاپ نوزدهم، تهران: اطلاعات ۱۳۸۲

[۶] همان، ص۶۶۷

[۷] – پاسخ به تاریخ، ص ۱۷۷

[۸] – روزنامه راه نجات، سال چهل و هفتم، سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۴۲

[۹] – همان

[۱۰] – مقصود نویسنده نه تمام نوشته های شاه بلکه آن قسمت از ادعاهای اوست در خصوص خانه های انصاف.