داوری در اسلام و تاریخچه سازمانهای حل اختلاف در ایران
به عنوان یک روش برای حل و فصل اختلافات شناخته شده است. در اسلام، داوری به عنوان تحکیم شناخته میشود و از طرفی میتواند اختلافات خود را به داوران منتخب خود ارجاع دهد. این روش در قرآن نیز مورد قرار گرفته است.
## داوری در اسلام
مبنا : در اسلام، داوری بر اساس عدالت و رعایت حقوق طرفین انجام میشود. قرآن در آیه 35 سوره نساء، به داوری امر کرده است و در آیه 58 سوره نساء، بر عدالت در داوری نظری میکند
تحکيم : در فقه اسلامي، داوري به عنوان تحکيم ميشود اختلافات را به داوران منتخب خود ارجاع داد. تصمیم داوران در صورت توافق طرفین، معتبر و لازم الاجرا است
ماهیت : داوری در اسلام به عنوان یک روش مسالمتآمیز برای حل اختلافات شناخته میشود و دین اسلام آن را بررسی کرده است
مفهوم : حکمیت در اسلام به معنای داوری است و به عنوان یک روش برای حل اختلافات استفاده میشود. حکمیت میتواند به صورت حکمیت دینی یا حکمیت غیردینی باشد.
نقش : حکمیت در اسلام به عنوان یک روش برای رفع اختلاف و صلح بین طرفین دعوا عمل میکند. این روش بر اساس عدالت و رعایت حقوق توسط انجام میشود.
##حکمیت
مفهوم : حکمیت در اسلام به معنای داوری است و به عنوان یک روش برای حل اختلافات استفاده میشود. حکمیت میتواند به صورت حکمیت دینی یا حکمیت غیردینی باشد.
نقش : حکمیت در اسلام به عنوان یک روش برای رفع اختلاف و صلح بین طرفین دعوا عمل میکند. این روش بر اساس عدالت و رعایت حقوق انجام میشود
شورای داوری و خانه انصاف در ایران به عنوان نهادهای حل اختلاف محلی، سابقه دارند. در زیر به تاریخچه این نهادها میپردازیم:
## شورای داوری
تاریخچه : شورای داوری در ایران به عنوان یک نهاد رسمی، با تصویب قانون شورای داوری در سال ۱۳۴۵ شکل گرفت. این شورا برای حل اختلافات محلی و حل به دعاوی و جرائم خاص ایجاد شد
تعطیلی : پس از انقلاب اسلامی، با تصویب لایحه قانون تشکیل دادگاههای عمومی در سال 1358 ، صلاحیت شورای داوری لغو شد و این شوراها تعطیل گشتند .
راهاندازی مجدد : پس از تعطیلی شورای داوری، این نهاد به صورت رسمی مجدداً راهاندازی نشد. با این حال، مفهوم داوری در ایران به عنوان یک روش حل اختلاف جایگزین ادامه یافت و در قوانین مختلف مانند قانون آیین دادرسی مدنی و داوری تجاری بینالمللی به آن اشاره شده است
خانه انصاف
تاریخچه : خانه انصاف نیز به عنوان یک نهاد حل اختلاف محلی در ایران وجود داشت. به حل اختلافات محلی میپرداختند
تعطیلی : پس از انقلاب اسلامی، با تغییر در سیستم قضایی و تشکیل دادگاههای جدید، خانههای انصاف نیز تعطیل شدند
راهاندازی مجدد : خانههای انصاف به صورت رسمی مجدداً راهاندازی نشدند. با این حال، مفهوم حل اختلاف محلی و داوری در ایران ادامه یافت و در قالب نهادهای جدیدتر مانند مراکز حل اختلاف و داوری ادامه پیدا کرد.
شورای حل اختلاف در ایران به عنوان یک نهاد رسمی در فروردین سال ۱۳۷۹ با تصویب ماده ۱۸۹ قانون برنامه سوم توسعه تشکیل شد. پس از آن، آییننامه اجرایی این ماده قانونی در شهریور ۱۳۸۱ به طور رسمی منتشر شد و شوراهای حل اختلاف در کشور آغاز به کار کردند
تاریخچه شوراهای حل اختلاف
پیشینه تاریخی : قبل از تشکیل شوراهای حل اختلاف رسمی، نهادهای مشابه مانند خانههای انصاف و شوراهای داوری وجود دارند که به حل اختلافات محلی میپرداختند.
- نتیجهگیری
داوری در اسلام به عنوان یک روش برای حل و فصل اختلافات مشخص شده است که بر اساس عدالت و رعایت حقوق طرفین انجام میشود. حکمیت نیز به عنوان یک روش برای رفع اختلاف و اختلاف بین طرفین دعوا عمل میکند. این روشها در اسلام بررسی میشوند و به عنوان ابزارهای مسالمتآمیز برای حل اختلافات استفاده میشوند.شورای داوری و خانه انصاف در ایران به عنوان نهادهای حل اختلاف محلی قبل از انقلاب اسلامی وجود داشت. پس از انقلاب، این نهادها تعطیل شدند و به سازمان های جدید تبدیل گشتند. این نهادها به صورت رسمی مجدداً راهاندازی نشدند، اما مفهوم داوری و حل اختلاف محلی در ایران ادامه یافت.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن