روند وکالت و سردفتری در کشور شوروی سابق و روسیه فعلی به چه نحوی بوده است ؟
شوروی سابق
وکالت : قبل از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ ، حرفه وکالت در روسیه به طور رسمی وجود نداشت. با اصلاحات قضایی در سال ۱۸۶۴ ، این حرفه به رسمیت شناخته شد اما پس از انقلاب، سیستم قضایی قدیمی و حرفه ای وکالت لغو شد
کانون وکلا : در شوروی، کانون وکلا به عنوان یک نهاد مستقل وجود ندارد. وکلا تحت نظارت دولت و به عنوان وکلای دولتی عمل میکردند
سردفتری اسناد رسمی : در شوروی، سردفتران اسناد رسمی به عنوان افسران دولتی عمل میکردند و در زمینههای مختلف حقوقی فعالیت میکردند.
ازدواج و طلاق : ازدواج و طلاق در شوروی به صورت مدنی انجام میشود. زوجین باید به اداره ثبت احوال مراجعه کنند و طلاق نیز با طی مراحل قانونی در دادگاه انجام میشوند
روسیه فعلی
وکالت : پس از فروپاشی شوروی، حرفه وکالت در روسیه مجدداً احیا شد. در سال ۲۰۰۲ ، قانون تصویب شد که شرایط اخذ پروانه وکالت را مشخص کرد
کانون وکلا : در روسیه فعلی، کانون وکلا به عنوان یک نهاد مستقل وجود دارد و وکلا باید عضو این کانون باشد تا بتواند به عنوان وکیل فعالیت کند
سردفتران اسناد رسمی : سردفتران اسناد رسمی در روسیه به عنوان افسران عمومی عمل میکنند و در زمینههای مختلف حقوقی از جمله اسناد رسمی فعالیت میکنند.
ازدواج و طلاق : ازدواج و طلاق در روسیه به صورت مدنی انجام می شود. زوجین باید به اداره ثبت احوال مراجعه کنند و طلاق نیز با مراحل قانونی در دادگاه انجام میشود.
- نتیجهگیری
در شوروی سابق، حرفه وکالت و کانون وکلا به صورت مستقل وجود نداشت در روسیه فعلی، حرفه وکالت احیا شده و کانون وکلا به عنوان یک نهاد مستقل فعالیت میکند. پروسه های ازدواج و طلاق در هر دو دوره به صورت مدنی انجام می شود.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن