غمت در نهانخانه دل نشیند
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
نوایی… نوایی… نوایی… نوایـی…●♪♫
جوانی بگذرد؛ تو قدرش ندانی… جوانی بگذرد؛ تو قدرش ندانی…●♪♫
غمت، در نهانخانه ی دل نشیند… غمت، در نهانخانه ی دل نشیند…●♪♫
به نازی که لیلی؛ به محمل نشیند●♪♫
نوایی… نوایی… نوایی… نوایـی…●♪♫
جوانی بگذرد؛ تو قدرش ندانی… جوانی بگذرد؛ تو قدرش ندانی…●♪♫
مرنجان دلم را؛ که این مرغِ وحشی… ز بامی که برخاست، مشکل نشیند…●♪♫
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند…●♪♫
نوایی… نوایی… نوایی… نوایـی…●♪♫
متن شعر نوایی نوایی (طبیب اصفهانی )
متن ترانه نوایی
نوایی ترانهای محلی خراسانی است که توسط غلامعلی پورعطایی خوانده شده و از سرشناسترین آهنگهای اجرا شده او بشمار میرود.
نوایی ترانهای محلی خراسانی است که توسط غلامعلی پورعطایی خوانده شده و از سرشناسترین آهنگهای اجرا شده او بشمار میرود. شعر این ترانه توسط طبیب اصفهانی سروده شده است. این ترانه تاکنون بارها توسط خوانندگان مختلف بازخوانی شده است.
از جمله خوانندههایی که این ترانه را اجرا کردهاند، میتوان: امیر آرام، هایده، بیژن بیژنی، دریا دادور (یک نسخه در سبک اپرا از این ترانه را بازخوانی کرده است)، رضا رویگری سیما بینا، شادمهر عقیلی، شکیلا، عارف، مهسا وحدت، محمد اصفهانی، غلام عباس قشقایی و ابراهیم شریف زاده را نام برد.این ترانه به سال ۱۳۴۴ در نمایشِ پهلوان اکبر میمیرد در تهران اجرا شد و همراهِ نمایش اقبال فراوان یافت. عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیمباشی نادرشاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیمباشی شاه سلطان حسین صفوی و کریمخان زند و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود
طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کوچیدند و در آن شهر مسکن گزیدند. پدرش میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی، حکیمباشی شاه سلطان حسین صفوی بود و خود او نیز طبیب و ندیم نادرشاه افشار. بعد از نادرشاه، کلانتر اصفهان شد و پس از چندی این کار را به برادرش میرزا عبدالوهاب واگذاشت و خود با شاعران و ادیبان اصفهان، هاتف، عاشق، آذر، مشتاق و صهبا معاشرت کرد
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن