نقد فیلم لبه تیغ به کارگردانی لی تاماهوری
برگرفته از سایت رها ماهرو به اختصار: فیلم لبه تیغ بهترین واژه ای را که می توان برایش گذاشت دنیای وارونه است . محیط زیست و زیستگاه جانوران که انسان آن را تهدید می کند تبدیل به تهدیدی برای موجودیت انسان می شود . شکارچیان خود مظلوم نشان داده می شوند ، افراد ثروتمند ، انسان های جنتلمن بی نقص با عاطفه و از خود گذشته معرفی می شوند . آدم های بی پول افرادی لاقید که بویی از شرافت نبرده اند معرفی می شوند . بسیاری از سکانس های این فیلم با هیچ عقل و منطقی قابل پذیرش نیست . این که شخص مکمل فیلم در سکانس های پایانی از فرد ثروتمند بخواهد از کلبه بیرون برود تا او را بکشد ، چگونه می تواند حقیقت داشته باشد؟
حال آنکه همان فرد جان او را بارها نجات داده است ؟ پارادوکس های بسیاری در این فیلم وجود دارد . و مهم ترین ضعف در رویکرد فیلم نامه است . فیلم نامه ای که بدنبال وارونه نشان دادن حقایق است .
نمایش بیش از حد خشونت و بی رحمی خرس (در واقع طبیعت) نه تنها غیر واقعی و اغراق گونه است بلکه اثر بسیار بدی بر روی روان تماشاگر می گذارد .
این فیلم از یک جهت در تاریخ سینما بی نظیر است ، این که خرسی را سلاخی کنند و از کندن دندانش برای خود گردنبند بسازند بسیار دلنشین و خوشایند جلوه داده شده است در واقع مخاطب هیچ احساس گناه و شرمی از دیدن این سکانس ها در خودش احساس نمی کند ..
لبه تیغ (فیلم ۱۹۹۷)
کارگردان لی تاماهوری
تهیهکننده آرت لینسون
نویسنده دیوید مامیت
بازیگران آنتونی هاپکینز
الک بالدوین
هارولد پرینوا
الی مکفرسن
بارت خرس
ال. کیو. جونز
موسیقی جری گلدمیش
فیلمبرداری دونالد مک آلپین
تدوین نیل تراویس
توزیعکننده فاکس قرن بیستم
تاریخهای انتشار
۲۶ سپتامبر ۱۹۹۷
زبان انگلیسی
فروش گیشه ۲۷,۷۷۹,۸۸۸ دلار
لبه تیغ (به انگلیسی: The Edge) عنوان فیلمی مهیج به کارگردانی لی تاماهوری است که در سال ۱۹۹۷ میلادی اکران عمومی شد. نویسنده فیلمنامه این فیلم دیوید مامیت میباشد.توضیحاتی در مورد داستان فیلم:مردی میلیاردر به نام «چارلز مورس» (هاپکینز) در سفری به آلاسکا از فکر این که همسرش، «میکی» (مک فرسن) (که از او بسیار جوان تر است) و «باب گرین» (بالدوین) یک دیگر را دوست دارند، رنج می برد. تا این که هواپیمای حامل «چارلز»، «باب» و دستار او «استیون» (پرینو)، در دریاچه ای بسیار پرت سقوط می کند و حالا آنان باید پای پیاده خود را نجات بدهند.آنها مجبور می شوند برای بقاء با زندگی دست و پنجه نرم کنند. از طرفی یک خرس قوی بدنبال آنهاست و یکی از آنها را از پا در می آورد ولی یکی از مردان می خواهد دیگری را بکشد تا ثروت او را بدست آورد
نسخه شبکه خانگی
در ژوئن سال ۲۰۰۴ نسخه دیویدی این فیلم وارد شبکه نمایش خانگی شد.
فیلم سینمایی لبه تیغ (The Edje)
محصول آمریکا –سال 1997
ژانر : ماجراجویی ، اکشن ، درام
دسته بندی : فیلم سینمایی خارجی
نام فارسی:لبه تیغ
زبان:دوبله فارسی
بازیگران حاضر در این فیلم:Anthony Hopkins, Alec Baldwin, Elle Macpherson
به کارگردانی:Lee Tamahori
موضوع:اکشن و ماجراجویی و هیجان انگیز
مدت زمان نمایش:۱ ساعت و ۵۴ دقیقه
یاد بهرام زند که جای هاپکینز صحبت کرد و برای ما خاطره ای از دهه ۷۰ به جا گذاشت به خیر . بالدوین را حضور دهن ندارم مرحوم مقامی صحبت کرده است یا کس دیگری . فیلم موسیقی زیبایی دارد
جری گُلدسمیت (به انگلیسی: Jerry Goldsmith) (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۲۹ - درگذشتهٔ ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۴) آهنگساز و رهبر ارکستر اهل آمریکا بود. او بیشتر به خاطر آثارش در زمینهٔ موسیقی فیلم شهرت دارد.
![]()
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن