برگرفته از آخرین خبر . فرهنگستان پزشکی . ایسنا. میزان . فارس // در سال‌های قبل از انقلاب اکثر پزشکانی که در معدود دانشکده‌های پزشکی کشور تربیت می‌شدند، برای ادامه تحصیل به آمریکا و کشورهای خارجی چشم داشتند. در نتیجه قاعده این بود که تعداد زیادی از فارغ‌التحصیلان پزشکی‌مان، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌رفتند و این درحالی بود که هنوز نسل جدید فارغ‌التحصیلان بعد از انقلاب و ورودی‌های بعد از سال‌های ۶۳ تا ۶۵، وارد عرصه خدمت نشده بودند. در نتیجه کشور با کمبود پزشک جدی مواجه بود و به اجبار برای جبران این کمبود، سال‌ها دست به سوی پزشکان هندی، بنگلادشی و پاکستانی که بعضا دوره پزشکی‌شان را در چهار سال طی کرده بودند، دراز می‌کردیم و حتی اکثرشان هم با زبان فارسی و بومی ایرانیان آشنا نبودند.

در شرایط آن روزهای ایران و اوایل انقلاب، زیرساخت‌های‌ پزشکی کشور هم ضعف‌ قابل توجهی داشتند. در چنین شرایطی بود که در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ جنگ هم علیه کشورمان آغاز شد و مردم درگیر دفاع مقدس ‌شدند. جنگ تحمیلی هرچند که تهدید بزرگی برای کشور بود، اما فرصتی را ایجاد کرد تا هم پزشکی مملکت در کوره جنگ آب‌دیده شود و علاوه بر ایجاد شبکه عظیمی برای امدادرسانی به مجروحین جنگ، در عرصه تربیت پزشک و تحول در بهداشت و درمان هم گام بردارد. بر همین اساس هم بود که به اذعان مسوولان سازمان جهانی بهداشت در آن زمان، جنگ تحمیلی ایران از معدود و یا حتی شاید تنها جنگی بود که در آن اپیدمی بیماری‌ها را شاهد نبودیم؛ چراکه بروز و شیوع بیماری‌ ارمغان نامیمون و معمول جنگ‌هاست . پزشکانی که از هند و پاکستان می‌آمدند دانش کافی را نداشتند زیرا سیستم آموزشی کشورهایی مانند هند و پاکستان متفاوت از کشور ماست؛ در این کشورها ۵ سال دوره پزشکی را به صورت تئوری می‌خوانند و دو سال کارورزی بالینی را نمی‌گذرانند و وارد محیط کار می‌شوند؛ بیماران را درمان می‌کنند و پس از ۲ تا ۳ سال بازمی‌گردند و دوره کارورزی بالینی را پشت سر می‌گذرانند! متاسفانه در سال‌های پیش از انقلاب در کشور ما همین دوره ۵ ساله که در واقع دوره MBBS که شبیه لیسانس پزشکی بود را می‌‌پذیرفتند در حالی که این پزشکان دانش بالینی کافی برای معالجه بیماران نداشتند. پزشک هندی نحوه انجام عمل جراحی را فقط در کتاب‌ها خوانده بود!

.‬در سال ۱۳۵۶ حدود ۱۳ هزار و ۴۲۸ نفر بوده است، باید توجه کرد که در آن سال‌ها فقط نزدیک به ۶۰۰۰ هزار پزشک پاکستانی در کشور حضور داشتند. بر اساس آمارها در سال ۱۳۵۷ نیز تعداد پرستاران کشور ۷۱۰۰ نفر و نسبت پرستار به هر ۱۰ هزار نفر ۱.۲ بوده است. این درحالیست که اکنون حدود ۱۲۰ هزار پرستار در کل کشور ارائه خدمت می‌کنند. همچنین به ازای هر ۲۳۰۰ نفر یک پزشک عمومی در حال خدمت رسانی به مردم است و به دنبال خودکفایی در تربیت نیروی انسانی و تاسیس و تجهیز مراکز درمانی مطابق با علم روز دنیا، از کشورهای دیگر نیز برای درمان به ایران مراجعه می‌شود و به این ترتیب گسترش توریسم درمانی در کشور پیگیری می‌شود .طبیبان که از دیرباز «حکیم» نامیده می‌شدند دوای دردهای مردم ایران بودند برای هزاران سال. طبیبان و داروسازان، علم طبابت را سینه‌به‌سینه آموخته بودند و میراث‌داران حکمت و دانش طبیبان بزرگ ازجمله ابن‌سینا، رازی، زهراوی، بیرونی و جرجانی بودند. از میان طبیبان سنتی نیز برخی حاذق بودند و برخی ناشی و البته همگی کمیاب بودند؛ در شهرها بیشتر بودند و در روستاها گاهی نایاب می‌شدند. همین‌طور بود و بود و بود تا این‌که دوره قاجار رسید و طبابت حال‌و‌هوای دیگری یافت. عطاران، ادویه‌فروشان، حجامت‌کنندگان، شکسته‌بندها، سلمانی‌ها و دلاک‌ها هم زدند در کار طبابت و اوضاع بهم ریخت؛ در این حد که دلاک‌ها دندان می‌کشیدند و دارو هم تجویز می‌کردند برای کاهش درد و خونریزی لثه. حالا بماند که درمان احشام و چهارپایان نیز با همین انواع و اقسام طبیبان بود و خلاصه وضعیتی بود! در این میان طبیبان دوره‌گرد هم بودند که روستا به روستا و ولایت به ولایت می‌رفتند و البته به دلیل کمبود طبیب هرجا می رفتند، عزت می‌دیدند؛ همان عزتی که حکیمان مشهور از مردم می‌دیدند.

پزشکان خارجی از راه رسیدند

از اواسط دوره قاجار پای طبیبان خارجی به ایران باز شد؛ همان پزشک‌ها. ناصرالدین قاجار هر بار سفر فرنگ می‌رفت از پزشکی یا دندانپزشکی قول می‌گرفت که به ایران بیاید و طبیب دربار شود. برای این پزشکان وارداتی از بودجه مملکت، حقوق سالیانه و امکانات رفاهی در نظر می‌گرفتند تا در ایران مقیم شوند و به طبابت شاه و درباریان بپردازند و بنا به اسناد تاریخی برخی‌هایشان گاهی مردم عادی را هم ویزیت می‌کردند.

علاوه‌بر طبیبان درباری با تأسیس دارالفنون، تعدادی پزشک برای هر رشته طب نیز به ایران آمدند و تدریس می‌کردند و همان‌جا در دارالفنون بیماران را هم ویزیت می‌کردند؛ هم درمان بیماران بود هم آموزش عملی برای شاگردان دارالفنون. از این پزشکان می‌توان «یاکوب ادوارد پولاک» آلمانی و دکتر «فوکتی»، داروساز ایتالیایی را نام برد. البته همه این پزشکان در طهران بودند و مردم شهرها و روستاهای ایران پزشک نداشتند و اصلا ندیده بودند. در سال ۱۲۵۱ شمسی نخستین بیمارستان مدرن ایران نیز به سبک مریضخانه‌های فرنگی تأسیس شد؛ مریضخانه دولتی یا همان بیمارستان سینا فعلی در میدان حسن آباد تهران.

از اواخر دوره قاجار اعزام شاگردان ممتاز ایرانی به دانشگاه‌های اروپا برای یادگیری طب رواج بیشتری یافت و در دوره پهلوی اول، قانونی در مجلس شورای ملی تصویب شد تا دولت سالانه ۱۰۰ دانشجو را برای تحصیل به خارج بفرستد. در سال ۱۳۱۳ شمسی نیز مدرسه طب دارالفنون ارتقا یافت و شد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران. همان موقع تعداد پزشکان ایران چقدر بود؟ کمتر از یک‌هزار نفر.

وقتی کمبود پزشک داشتیم

در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ شمسی همچنان کمبود پزشک مشکلی بزرگ برای سلامت ایرانیان بود و به‌دلیل کمبود امکانات و نبود برنامه‌ریزی کلان دولتی، افزایش تعداد پزشکان به این راحتی‌ها نبود. تا جایی که در اوایل دهه ۵۰ شمسی که ۷ دانشکده پزشکی در دانشگاه‌های سراسر ایران فعال شده بودند تعداد پزشکان ایران تازه رسید به ۱۰ هزار نفر. اغلبشان هم در تهران و شهرهای بزرگ فعال بودند. پس در همه این سال‌ها که ایران با کمبود شدید پزشک مواجه بود، طبابت ایرانی‌ها را چه کسانی انجام می‌دادند؟ همان طبیبان سنتی، عطاران و شکسته‌بندها.

این هم گزارش روزنامه کیهان در سال ۱۳۴۰ شمسی از وضعیت پزشکی در یکی از روستاهای ایران: «در این قریه مخروبه، سلمانی‌ها در ضمن اینکه دکان سلمانی دارند دندانپزشک و حتی معالج امراض نزله، سردرد، کمر‌درد، چشم‌درد و ... و هر نوع زخم دست و پا هستند و البته جایی که عطارهایش داروساز باشند از سلمانی‌های آن نباید انتظار طبابت همگانی نداشت.»

طبیب سنتی، طبیب وارداتی!

در آن دوره طبیبان سنتی در ایران گروه کمکی هم داشتند؛ طبیبان وارداتی. ایران شده بود محل طبابت پزشکان هندی، بنگلادشی، پاکستانی و حتی فیلیپینی؛ از هرجا پزشک به ایران می‌آمد نانش در روغن بود از شدت کمبود پزشک. حالا این پزشکان وارداتی چه تعداد بودند؟ کم نبودند و آن قدر بودند که در بخش‌های بزرگی از ایران، پزشک درنظر مردم به‌معنای طبیب هندی یا پاکستانی بود. تا سال ۱۳۵۷ از جمعیت ۱۴ هزار نفری پزشکان ایران بیش از ۶ هزار نفر پزشکان خارجی و بیشتر هندی و پاکستانی بودند. اغلب این پزشکان فقط یک دوره ۴ ساله دروس طب را گذرانده بودند و بدتر این‌که برخی از آنان حتی زبان فارسی را به درستی صحبت نمی‌کردند و لابد مردم مشکل و فلاکت داشتند در آن دوران برای بیان درد و شناسایی مرض و ارائه درمان.

همان‌موقع همسر سفیر آمریکا در تهران در خاطرات خود نوشت: «چیزی که در همه‌جا نیازمند آن بودند افراد متخصص حرفه‌ای بود؛ طبیب، پرستاری و دندانپزشک. دکترهای هندی، پاکستانی و فیلیپینی را وارد کرده بودند اما پیش‌از آن‌که از خدمات آنان در درمانگاه یا بیمارستان استفاده شود می‌بایست زبان یاد بگیرند».

روایت یک طبیب هندی از ایرانِ آن‌روزها

حالا این طبیبان خارجی چگونه به ایران می‌آمدند؟ اغلبشان به دعوت دولت ایران آمده بودند. این روایت یک پزشک هندی مشهور به «دکتر شوکت» در اوایل دهه ۵۰ شمسی است: «هیأتی از وزرات بهداری ایران به کشمیر هند آمده بودند. در روزنامه آگهی جذب پزشک زده بودند و من هم ساعت ۷ صبح رفتم و امتحان دادم. پزشکان زیادی برای امتحان آمده بودند. هم پزشک عمومی بود و هم متخصص. من با معدل ۱۷ نفر اول شدم و این‌گونه شد که ما کار خود را در هندوستان ترک کردیم و به ایران آمدیم.

ما با استقبال مسئولان بهداری وارد ایران شدیم. شب را در پانسیون وزارت بهداری خوابیدیم و ما را تقسیم کردند و من افتادم کهگیلویه و بویراحمد... در راه یاسوج از اردکان گذشتم که از اردکان به بعد جاده‌اش خاکی بود.

روز شنبه به ملاقات مدیرکل رفتیم. به ما گفت باید بروید لوداب... ما راه افتادیم و ساعت ۱۰ شب به لوداب رسیدیم . ما را به پاسگاه بردند. رئیس پاسگاه یک اصفهانی بود که با هم دوست شدیم و به من شام، برنج و لوبیا دادند.

زمستان بود. من به بهداری رفتم و صبح که بلند شدم، هوا سرد بود و آب هم نبود. من به رودخانه رفتم و وقتی مسواک زدم مردم به من می‌گفتند چه‌کار می‌کنی؟ بالاخره از آن روز کار من در بهداری لوداب شروع شد.»

نکته جالب درباره پزشکان هندی این‌که وقتی هم زبان فارسی را می‌آموختند برخی حروف را درست تلفظ نمی‌کردند و برای مثال حرف «خ» را «ک» تلفظ می‌کردند و کلماتی که اشتباه می‌گفتند و نوع گویش خاص آن‌ها گاهی در دهان مردم می‌افتاد. برای‌ مثال ایرانی‌ها هروقت می‌خواستند خودشان یک توصیه پزشکی به دیگری کنند با لهجه مخصوص هندی‌ها صحبت می‌کردند. عاقبت این طبیبان خارجی چه شد؟ پس از انقلاب اسلامی و در ایام جنگ تحمیلی، اغلبشان از ایران رفتند ولی البته کمتر از ۳ هزار نفرشان تا دهه ۶۰ همچنان در ایران مانده بودند.

شهرت باستانی ایرانی‌ها در طبپس از جنگ تحمیلی برنامه‌ریزی برای تربیت پزشک در ایران جدی شد و نتیجه آن‌که در اواسط دهه ۷۰ تعداد پزشکان ایران به ۲۰ هزار نفر رسید؛ استعداد ایرانی‌ها جواب داد و از همان‌موقع هم پزشکی شد شغل محبوب کودکان و نوجوانان ایران. روند افزایش تعداد پزشکان ایرانی در دهه‌های بعدی نیز ادامه یافت و ایران چند دهه است نه‌تنها پزشک وارد نمی‌کند بلکه پزشکان ایرانی در سراسر دنیا مشغولند و مشهورند؛ دوباره ایرانی‌ها آن شهرت باستانی در دانش پزشکی را بازیافته‌اند. حالا ایران بیش‌از ۱۲۰ هزار پزشک عمومی و متخصص فعال دارد با بیش‌از ۶۰ دانشگاه و دانشکده علوم پزشکی و این امیدواری وجود دارد که تا سال ۱۴۰۴ سرانه پزشک در ایران به ‌حد‌ مطلوب برسد. حسن‌ختام پیشرفت‌های ایران در عرصه پزشکی هم این‌که ایران امروز رتبه ۱۷ دانش پزشکی در دنیا و رتبه ۷ دانش داروسازی را دارد

>تصور‭ ‬اشتباه‭ ‬از‭ ‬شرایط‭ ‬موجود‭ ‬
بابک‭ ‬قرائی‭ ‬مقدم‭ ‬پزشک‭ ‬و‭ ‬کارشناس‭ ‬در‭ ‬‭ ‬باره ورود مجدد پزشکان خارجی‭ ‬به‭ ‬آفتاب‭ ‬یزد‭ ‬گفت‭:‬
‮«‬‭ ‬متاسفانه‭ ‬تکرار‭ ‬روش‌های‭ ‬اشتباه‭ ‬چند‭ ‬دهه‭ ‬گذشته‭ ‬می‌تواند‭ ‬بسیار‭ ‬مشکل‭ ‬زا‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬نمی‌توان‭ ‬با‭ ‬اجبار‭ ‬پزشکان‭ ‬ایرانی‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬کشور‭ ‬نگه‭ ‬داشت‭. ‬اما‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬اظهار‭ ‬نظر‭ ‬رئیس‭ ‬سازمان‭ ‬نظام‭ ‬پزشکی‭ ‬در‭ ‬خصوص‭ ‬خطر‭ ‬ورود‭ ‬پزشکان‭ ‬خارجی‭ ‬به‭ ‬ایران‭ ‬باید‭ ‬به‭ ‬چند‭ ‬نکته‭ ‬اشاره‭ ‬کنیم‭. ‬به‭ ‬نظر‭ ‬می‌رسد‭ ‬برخی‭ ‬از‭ ‬مسئولین‭ ‬تصور‭ ‬اشتباهی‭ ‬از‭ ‬شرایط‭ ‬کشور‭ ‬دارند‭. ‬ایشان‭ ‬شرایط‭ ‬کنونی‭ ‬کشور‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬شرایط‭ ‬دهه‭ ‬50‭ ‬و‭ ‬60‭ ‬مقایسه‭ ‬می‌کنند‭ ‬که‭ ‬کشور‭ ‬از‭ ‬لحاظ‭ ‬اقتصادی‭ ‬وضعیت‭ ‬مناسبی‭ ‬داشت‭ ‬و‭ ‬حقوق‭ ‬افراد‭ ‬کفاف‭ ‬زندگی‭ ‬شان‭ ‬را‭ ‬می‌داد‭. ‬در‭ ‬آن‭ ‬زمان‭ ‬شرایط‭ ‬به‭ ‬گونه‌ای‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬مردم‭ ‬کشورهای‭ ‬دیگر‭ ‬مانند‭ ‬هند،‭ ‬پاکستان‭ ‬و‭... ‬به‭ ‬ایران‭ ‬می‌آمدند‭ ‬و‭ ‬حاضر‭ ‬بودند‭ ‬با‭ ‬تخصص‌های‭ ‬مختلف‭ ‬در‭ ‬کشور‭ ‬کار‭ ‬کنند‭. ‬از‭ ‬سوی‭ ‬دیگر‭ ‬موضوع‭ ‬تایید‭ ‬صلاحیت‭ ‬پزشکان‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬علمی‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬باید‭ ‬مسئولین‭ ‬ساز‭ ‬و‭ ‬کار‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬تشریح‭ ‬کنند‭. ‬تایید‭ ‬مدرک‭ ‬ایرانی‌ای‭ ‬که‭ ‬خارج‭ ‬از‭ ‬کشور‭ ‬درس‭ ‬خوانده‭ ‬است‭ ‬در‭ ‬کشور‭ ‬ما‭ ‬بسیار‭ ‬سخت‭ ‬صورت‭ ‬می‌گیرد‭ ‬و‭ ‬لذا‭ ‬باید‭ ‬مشخص‭ ‬شود‭ ‬مدرک‭ ‬پزشکان‭ ‬خارجی‭ ‬چگونه‭ ‬تایید‭ ‬صلاحیت‭ ‬می‌شود‭. ‬زیرا‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬می‌رسد‭ ‬قطعا‭ ‬از‭ ‬کشورهایی‭ ‬که‭ ‬سطح‭ ‬پزشکی‭ ‬پایین‌تری‭ ‬از‭ ‬کشور‭ ‬ما‭ ‬دارند‭ ‬پزشک‭ ‬وارد‭ ‬ایران‭ ‬می‌شود‭. ‬از‭ ‬سوی‭ ‬دیگر‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬پزشکان‭ ‬ایرانی‭ ‬با‭ ‬وضعیت‭ ‬پرداخت‭ ‬کنونی‭ ‬حقوق‌ها‭ ‬قادر‭ ‬به‭ ‬تامین‭ ‬زندگی‭ ‬خود‭ ‬نیستند‭ ‬چگونه‭ ‬پزشکان‭ ‬خارجی‭ ‬حاضر‭ ‬می‌شود‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬کار‭ ‬کند؟‭ ‬آیا‭ ‬مسئولین‭ ‬توانایی‭ ‬پرداخت‭ ‬حقوق‭ ‬دلاری‭ ‬را‭ ‬دارند؟‭ ‬اگر‭ ‬این‭ ‬توانایی‭ ‬را‭ ‬داشتند‭ ‬و‭ ‬می‌توانستند‭ ‬به‭ ‬پزشکان‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬دلاری‭ ‬حقوق‭ ‬بدهند‭ ‬که‭ ‬پزشکان‭ ‬ایرانی‭ ‬مهاجرت‭ ‬نمی‌کردند‭.‬‮»‬‬این‭ ‬اطبا‭ ‬آشنایی‭ ‬با‭ ‬زیست‭ ‬بوم‭ ‬فرهنگی‭ ‬و‭ ‬اجتماعی‭ ‬متکثر‭ ‬و‭ ‬متنوع‭ ‬جامعه‭ ‬ایرانی‭ ‬ندارند‭ ‬و‭ ‬نمی‌توانند‭ ‬شناخت‭ ‬جامعی‭ ‬از‭ ‬رفتار‭ ‬سلامت،‭ ‬مفاهیم‭ ‬و‭ ‬بیانات‭ ‬بیماران‭ ‬داشته‭ ‬باشند‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬مورد‭ ‬بر‭ ‬رفتار‭ ‬بیماری‭ ‬و‭ ‬رفتار‭ ‬سلامتی‭ ‬بیماران‭ ‬تاثیرات‭ ‬جدی‭ ‬دارد‬‭:‬‭ ‬این‭ ‬مسائل‭ ‬نشانه‭ ‬بی‌تدبیری‭ ‬کامل‭ ‬در‭ ‬سیاستگذاری‭ ‬بهداشتی‭ ‬و‭ ‬درمانی‭ ‬کشور‭ ‬است‭. ‬مسئولین‭ ‬فکر‭ ‬می‌کنند‭ ‬الان‭ ‬دهه‭ ‬50‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬پزشکان‭ ‬خارجی‭ ‬حاضر‭ ‬شوند‭ ‬در‭ ‬کشور‭ ‬ما‭ ‬کار‭ ‬کنند؟‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬زمان‭ ‬وضعیت‭ ‬اقتصادی‭ ‬کشور‭ ‬به‭ ‬گونه‌ای‭ ‬بود‭ ‬که‭ ‬نیروهای‭ ‬متخصص‭ ‬به‭ ‬کشور‭ ‬برای‭ ‬کار‭ ‬می‌آمدند‭. ‬اگر‭ ‬مسئولین‭ ‬توانایی‭ ‬پرداخت‭ ‬حقوق‭ ‬مناسب‭ ‬را‭ ‬دارند‭ ‬به‭ ‬پزشکان‭ ‬ایرانی‭ ‬حقوق‭ ‬بدهند‭. ‬اگر‭ ‬مسئولین‭ ‬توانایی‭ ‬پرداخت‭ ‬حقوق‭ ‬مناسب‭ ‬را‭ ‬ندارند‭ ‬پس‭ ‬بهتر‭ ‬است‭ ‬دچار‭ ‬چنین‭ ‬تصورات‭ ‬باطلی‭ ‬نشوند‭. ‬به‭ ‬نظر‭ ‬من‭ ‬از‭ ‬بورکینافاسو‭ ‬هم‭ ‬نمی‌توان‭ ‬پزشک‭ ‬وارد‭ ‬ایران‭ ‬کرد‭ ‬و‭ ‬پزشکان‭ ‬خارجی‭ ‬حاضر‭ ‬نیستند‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬کار‭ ‬کنند‭. ‬متاسفانه‭ ‬سیاست‭ ‬گذاران‭ ‬این‭ ‬حوزه‭ ‬درگیر‭ ‬چنین‭ ‬تصورات‭ ‬باطلی‭ ‬شده‌اند‭ ‬و‭ ‬اگر‭ ‬توانایی‭ ‬دارند‭ ‬از‭ ‬کشور‌های‭ ‬خارجی‭ ‬پزشک‭ ‬جذب‭ ‬کنند‭. ‬وضعیت‭ ‬کنونی‭ ‬به‭ ‬گونه‌ای‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬پزشک‭ ‬ایرانی‭ ‬حاضر‭ ‬می‌شود‭ ‬سال‌ها‭ ‬در‭ ‬کشورهای‭ ‬دیگر‭ ‬کار‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬مناطق‭ ‬دورافتاده‭ ‬این‭ ‬کشور‌ها‭ ‬طبابت‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭ ‬اما‭ ‬مهاجرت‭ ‬کند‭