سرهرکوچه
نسیمی پیداست،
یک صداگفت
بهار آمده است
آسمانِ زیبا
پاکیِ مهرش را
به زمین می بخشد
تابشِ نورِ جهان تاب
پرازشوق و
تبِ دیداراست.
عطشِ خاک
دراین دشت ودیار
گونه های سرخش
نغمه ی آتش را
برلبانش دارد.
غنچه ها روییدند
بارش باران است
پایِ این بیدبلند
باغچه ی کوچک ما
برتنش
جامه ی سبزی پیداست.
مرغ عشقی دیدم
که چه زیبا می خواند
وقناری غزلی
همگی
ازگُل و گلدان خوانند.
باخودم می گویم
نکند باز جهان رادردیست!
باغبان طاقت سنگین دارد!
راستی
تو چرا اینهمه از من دوری؟!
من که پای همه ی ریحان ها،
عشق راپائیدم!
درِدلها بگشا
وبه شکرانه ی این خاطره ها
کلبه ای زیبا ساز
در حیاطش
پرِ ازنسترن ومریم و رز
که درآن
بوی خدایی باشد.
رقص بادو چمن وسبزه وگل
همه فریاد زنند
که بهار آمده است❤️🌱


@niroye_bartarr 🧡🤎